محمد مهدى ملايرى

193

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ساسانى تمام آذوقه و ارزاق ساليانه و نيازهاى پادشاهان حيره و خدم و حشم ايشان از انبارهاى همين شهر انبار پرداخت مىشده « 1 » و در نخستين دوره‌هاى اسلامى هم ، در آنچه به موضوع خط و سواد و اشاعهء آن در بين اعراب و ديگر مسائلى كه به ادبيّات عربى اين دوران ارتباط مىيابد - چنان كه خواهد آمد - نام اين دو جا غالبا با هم ذكر مىشود . از آنچه دربارهء وظيفهء آذوقه‌رسانى اين شهر به پادگان حيره ذكر شد ، مىتوان فهميد كه نه‌تنها نياز پادگان حيره بلكه نياز همهء پادگانهاى متعدّدى هم كه در اين منطقهء مرزى وجود داشته و به بعضى از آنها در زير اشاره خواهد شد همچنان از انبارهاى اين شهر تأمين مىشده است . چشمه‌ها و پادگانهاى خندق شاپور خندق شاپور در تاريخهاى عربى به آب راه بسيار بزرگى گفته مىشد كه به فرمان شاپور دوم معروف به ذو الاكتاف براى حفظ امنيّت استانهاى غربى سواد ، كه در مجاورت صحراى عربستان و همواره مورد تاخت‌وتاز قبايل صحراگرد بودند ، در حاشيهء صحرا كنده و آن را تا دريا امتداد داده بودند ، و با جارى ساختن آب در آن ، آن را به صورت خندقى سخت‌گذر درآورده ، و در كناره‌هاى آن به فاصله‌هاى معيّن ، پادگانها و ديده‌بانيهائى ساخته بودند كه در آنها هميشه مرزبانانى به نگاهبانى مىپرداختند ، و نام برخى از آن مرزبانان در رويدادهاى اين دوران و در جنگ ذوقار برده شده است . شاپور ، كه در زمان كودكى او ، قبائل عرب آباديهاى مرزى ايران را مورد تاخت‌وتاز قرار داده و خرابيهاى فراوان به‌بار آورده بودند ، براى اين‌كه دفاع از آن مرزها را بر پايه‌اى استوار و ماندنى نهاده باشد ، دستور داد پس از كندن آن خندق و ساختن آن پادگانها ، در محل پادگانها چشمه‌هاى آبى هم كندند تا باشندگان آن پادگانها با كشت و زرع اراضى آنجا وسائل معيشت خود و خانوادهء خود را در همانجا فراهم سازند ، و بدين‌ترتيب در آنجا ماندنى شوند و مرزها را پيوسته آباد و معمور بدارند ، و براى تشويق آنها اين چشمه‌ها و زمينهاى زراعتى

--> ( 1 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 301 .